جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

427

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

سليقهء شرقى - بعد از تالارى كه اين بت ممتاز را در آنجا قرار داده‌اند و من با بت‌شكنى معقول - و اميدوارم مجاز لااقل از لحاظ پژوهندهء تاريخ - آن را از مسندى ناروا پائين كشيده‌ام چند اطاق يك اندازه هست كه چندان قابل توجه نيست و نمايشگاه اضداد مبالغه‌آميز و غالبا خنده‌آور بعضى اقلام اروپائى و شرقى است . تصاويرى كه از مجلات مصور انگلستان كنده‌اند بر ديوار در كنار عكس - هاى شاه و پسرك محبوبش عزيز السلطان و در رديف نقاشىهاى بىمقدارى از سرزمين ايتاليا بر ديوار ديده مىشود . در آنجا عكس‌هائى از نمايشگاه پاريس و برج ايفل و باز تصاوير باسمه‌اى مبتذل از يك منظرهء روستائى آلپ است و هردو را در اطاقى بر ديوار آويزان كرده‌اند كه گچ‌كارى ايرانى و فرش‌هاى ايرانى دارد . اينجا مانند قصرهاى ديگرى كه من ديدم متوجه شدم كه شرقىها از مشاهدهء عكس‌هاى باسمه‌اى حظ نفس و مسرت‌خاطر حاصل مىكنند و به همين جهت بوده است كه فرزند شاه ظل السلطان در اقامتگاه خود چند نسخه از عكس‌هاى خود را بر ديوار واحدى آويخته بود و در مقر خود سلطان من دو عكس نيمه لخت ونوس را كه به سبك اخير ايتاليائى مىنمود بر دو سمت مدخل اطاق الصاق كرده بودند ديدم و همين داستان و كار ، بارها تكرار شده بوده است . بعد از مشاهدهء چندين عمارت و منزل مدرن ايرانى كه به اندازه و شكوه و جلال مختلف بود اين اثر در ذهنم مانده است كه ذوق و سليقهء ايرانى اگر به همان هنرهاى محلى و با استعمال سبك و روش محلى محدود شود احتمال خطا بسيار كم خواهد بود و همين كه به كار جهان جديد عطف توجه نمايند هرگونه حسن و ميزان اندازه و تناسب يا زيبائى و در واقع تمام آثار لطف و كمال را ظاهرا از دست مىدهد ، ازاين‌رو درحالىكه ايرانى در انتخاب هنر و آثار محلى چيره‌دست است از جهات دنيائى كارش لنگ و گاهى دچار ترديد مىشوم كه آيا هموطنان خودم نيز مشمول اين بازخواست نمىشوند ، بخصوص وقتى كه مىبينم انگليسىهاى توانگر از ژاپون مليله‌دوزى -